حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 123
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اين است كه بعد از اهورمزد چهار عنصر را ميپرستيدهاند 1 - نور ( آفتاب و ماه ) 2 - آب 3 - خاك 4 - باد مغها در اين دوره نفوذى در امور دولتى نداشتند و فقط براى اجراى آداب قربانى و قربان كردن دعوت ميشدند پس از آنچه گفته شد يك سؤال بىجواب ماند : جهة تسامح و تساهلى كه شاهان هخامنشى نسبت بمذاهب ديگر داشته اند چه بوده ؟ « 1 » جهت آن اولا از اينجا است كه هرچند مذهب زرتشت در اين دوره بيش از پيش در ايران منتشر ميشده ولى هنوز بدرجهاى قوّت نيافته بود كه مذهب رسمى گرديده باشد ثانيا آريانها در امور مذهبي نظر تسامح و تساهل را از قديم تا جائى كه اطّلاعات ما صعود مىكند هميشه داشتهاند و دولت هخامنشى نه بقدرى در تحت نفوذ ملل سامى نژاد درآمد كه بكلّى اين صفت را گم كرده باشد در امور سياسى به آنها نزديك شد ولى در امور مذهبي خصايص آريانى خود را حفظ كرد دولت ساسانى بيشتر در تحت تاثير ملل سامى نژاد آسياى غربى و امپراطورى روم و بيزانس درآمد و اين صفت را هم فاقد شد پائينتر اين نكته روشنتر خواهد بود چون اطّلاعات ما راجع بمذهب زرتشت از دوره ساسانى است شرح اين مذهب را به آن دوره محوّل ميكنيم تا بىمدرك چيزى گفته نشود . طبقات راجع بطبقات اين دوره اطّلاعات مبسوطى نداريم و آنچه از نوشتههاى مورّخين يونانى و ساير چيزها ميتوان استنباط كرد اين است كه طبقه اولى از نجباء يا خانوادههاى قديم تركيب يافته بود زيرا ديده نميشود كه روحانيّون در اين دوره نفوذى داشته باشند در ميان طبقه اشراف شش خانواده پارسى و شش خانواده مادى مخصوصا طرف توجّه بودند
--> ( 1 ) - دليل اين معنى انكه مذهب خود را شاهان هخامنشى به كسى تحميل نميكردند و از زمان اردشير دوم روى سكههاى ايران در آسياى صغير اسم آپلّن ربّ النّوع يونانى و در فينيقيّه اسم بعل ربّ النّوع بزرگ فينيقيها ذكر شده